صدای آبشار


جاده آسفالت  ، درختان جنگلی بلند تلئلو نور زرد فام خورشید  صدای

تلاش آب برای گذر از میان سنگ های سفید رودخانه ؛ کمی جلو تر

میروم صدای آب نبرومند تر میشود صدای گلوله باران آب است که به

حوضچه آبشار میریزد !!! حوضچه که چه عرض کنم برای خودش تونلی

است عمیق و بزرگ !!!
شاید قطرش 7-8 متر باشد به عمقش نگاه

میکنم ، انگار فیلمی بیانتها پخش میشود با هنرنمایی آب و سنگ ، این

دویار همیشگی که طی هزاران سال با هم  بازی کرده اند حال سنگ پیر

شده است آب آن را خسته کرده آن را تراشید نرمش کرده همچون

سطحی شیشه ای صاف کرده !!!! هوا در بالای آبشار خنک است بازتاب

نیروی آب که به حوض آبشار میخورده همچون باد بزنی قول آسا به آرامی

هوا را به بالا میراند جوری که نفس آدم تازه میشود !!! به بالا نگاه میکنیم

بسختی میتوان آسمان را دید نور خورشید را اما چرا به صورت طناب های

زرد رنگ که از 150میلیون کیلومتر اون طرف تر به سوی ما می آید میبینم

این نور ها زندگی میبخشند چشمان آدمی را سویی دوباره میدهند روح

و روان ما را تطهیر میکنن !!! اینجا هست که به خود میگویی باید نفس

عمیق بکشم باید بوی جنگل را به درون اعماق وجودم تزریق کنم !!!!


آبشار ویسادار (پره سر)

/ 2 نظر / 19 بازدید