زندگی !!!

انسان توی دو موقعیت دوتا آرزوی غیر قابل دسترسی داره !!!

وقتی بچه هستیم آرزو داریم بزرگ شیم ، میدونی برات خیلی خارق العادست کارهایی که بزرگترا میتونن بکنن اما بچه ها براشون ممکن نیست ، اکثر پسر بچه ها دوست دارن بزرگ شن تا با تیغ
صورتشونو بتراشن حتی امکان داره توی همون کودکی صورتشونو ببرن (مثل من .. هنوز چاش روی صورتم هست قهقهه ) یا دختر بچه ها که دوست دارن لباسای شبیه مامانشون یا کفش پاشنه بلند

بپوشن !!! اما میدونی چیه وقتی بزرگ میشی حسرت اون روزای بچگی رو میخوری که بزرگ ترین دغدغت این بود که کیم دوقولو از اونا که دوتا چوب داره رو توی مغازه گیر بیاری یا این که

زنجیر دوچرخه نیوفته ( دغدغه های شخصیه خودم بوده لبخند) !!!

اما بزرگ میشی دغدغت این میشه که بتونی وارد دانشگاه بشی یخورده بزرگ تر که میشی دغدغت اینه که چند تا دوست خوب داشته باشی به اصطلاح تنها نباشی !!! یا این که توی جامعه

بشناسنت نه این که فقط بشناسنت به عنوان یه آدم مستقل و البته خوب بشناسنت !!

بزرگ تر میشی ذهن ات برا قسط های آخر ما میلرزه خرج خونه زندگیت اینجاست که روزگار پتکشو در میاره میکوبه توسرت هی برات دیوار میکشه !!! پیرت میکنه !!! و اخرش به جایی

میرسی که روزگار همه چیت رو ازت گرفته حتی جونت رو عمرت رو خیلی راحت ؛ میمیری !!!

 


اینجاست که باید یادت باشه " عاقبت تولد تو اجل میدونی چرا واسه بزرگ شدن عجله میکنی !!!!! "

/ 0 نظر / 12 بازدید